شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

165

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

بود به خويشان و غريبان و به غايت صابر بود و شكيبا در غم‌ها و الم‌ها . شاگرد بسيار داشت . بعد ازو دو كس متصدى درس گفتن شدند در اثينه در موضع معروف به آقاديميا ، و يكى را از آن دو كس نام كيسانوقراطيس و ديگرى در موضع لوقين از اعمال اثينه كه نامش ارسطو بود . 12 ، 7 - افلاطون مسائل حكمى را به رمز و لغز ادا مىنمود ، و مىپوشيد « 9 » تا آنكه مقصد او را نفهمند « 10 » مگر صاحب حكمت و دانائى ، و پيش طيماوس و سقراطيس « 11 » درس خوانده بود ، و چيزها آموخته و در اكثر راىها تابع بود ايشان را . آنچه از نام‌هاى تصانيف او به ما رسيده پنجاه و شش كتاب است كه بعضى از آنها بزرگ است ، و مشتمل « 12 » بر مقالات . و كتب او به يكديگر مىرسيدند و جمع مىشدند چهار چهار كه در تحت يك غرض و يك حال « 13 » بودند ، و هر يك به غرضى و حالى مخصوص كه هر يك ازين چهار چهار را رابوع مىناميدند ، و هر رابوعى متصل به رابوعى ديگر كه پيش ازو بود . 12 ، 8 - افلاطون گندمگون بود ، معتدل قامت ، مستوى الخلقة ، خوب صورت « 14 » ، نيكو ريش ، عارض كم‌مو ، سر زير انداخته يعنى : صاحب وقار « 15 » ، و اشك‌ريز « 16 » ، شهلا چشم ، سفيدى چشمش براق و درخشنده ، و در زير زنخ خال سياه « 17 » ، كشيده بازو ، و لطيف سخن . تنهائى و صحرانشينى دوست مىداشت « 18 » ، و در صحراها از گريهء او به او راه مىبردند ، و آواز گريهء او دو ميل راه مىرفت . برساناد « 19 » حق سبحانه و تعالى بر ما از بركات او و دعاى او « 20 » !

--> ( 9 ) - اساس و س : مىنوشتند . ( 10 ) - اساس : نمىفهميد . ( 11 ) - اساس : « سقراطيس » ندارد . ( 12 ) - د : مشتمل است . ( 13 ) - د : غرض و حال . ( 14 ) - د : خوب سيرت . ( 15 ) - اساس : « يعنى صاحب وقار » ندارد . ( 16 ) - د : و اشكريزان . ( 17 ) - د : در زنخ زيرين خال سياه . ( 18 ) - دوست مىداشت صحرانشينى و تنهائى را . ( 19 ) - د : گريهء او از ميلى راه مىشنيدند برساند . ( 20 ) - د : « و دعاى او » ندارد .